قسمتی از کتاب دنیای بی کران سلام! پرتقال:
صدایش می زدند، لاک پشت.
چون هیچ وقت از لاکش بیرون نمی آمد.
هر بار که با این اسم صدایش می زدند، تکه ای از وجودش ترک برمی داشت.
البته حقیقت داشت…
ورجیل در دنیای خودش بود …
در لاک خودش
ناشر
پرتقال
مولف
ارین انترادا کلی
مترجم
آناهیتا حضرتی
شابک
9786004622974
قسمتی از کتاب دنیای بی کران سلام! پرتقال: صدایش می زدند، لاک پشت. چون هیچ وقت از لاکش بیرون نمی آمد. هر بار که با این اسم صدایش می زدند، تکه ای از وجودش ترک برمی داشت. البته حقیقت داشت… ورجیل در دنیای خودش بود … در لاک خودش
قسمتی از کتاب دنیای بی کران سلام! پرتقال:
صدایش می زدند، لاک پشت.
چون هیچ وقت از لاکش بیرون نمی آمد.
هر بار که با این اسم صدایش می زدند، تکه ای از وجودش ترک برمی داشت.
البته حقیقت داشت…
ورجیل در دنیای خودش بود …
در لاک خودش
دیدگاه کاربران
هنـوز دیدگاهی ثبــت نشــده
اولیــن باشــید شــما