کتاب «هیولای چشمدکمهای» که انتشارات پرتقال آن را منتشر کرده، داستان هیولایی را روایت میکند که شاید آخرین چیزی باشد که از یک هیولا انتظار داریم؛ موجودی آرام، مهربان و بامزه که تنها ساکن شهر کیوتسویل است و بیشتر از هر چیز، دلش میخواهد کسی او را دوست داشته باشد. داستان از جایی ساده شروع میشود؛ هیولا احساس تنهایی میکند و همهجا را میگردد تا کسی را پیدا کند، نه برای ترساندن یا ایجاد دردسر، فقط برای اینکه دیده شود. درست وقتی که ناامیدی دارد سراغش میآید، چیزی پیدا میکند که همیشه دنبالش بوده.
این کتاب برای خرید کتاب کودک و نوجوان، بهخصوص برای بچههای کمسنتر، گزینهی خوبی است؛ داستانی که با زبانی ساده درباره تنهایی، پذیرفتهشدن و دوستیابی حرف میزند، بدون اینکه سنگین یا پیچیده به نظر برسد.
دیدگاه کاربران
هنـوز دیدگاهی ثبــت نشــده
اولیــن باشــید شــما